غم خودشناسی در آثار بیدل دهلوی و اقبال لاهوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری فیلولوژی (زبان و ادبیات)، دانشکدة ادبیات تاجیک دانشگاه دولتی قرغان‌تپه

چکیده

میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی و محمد اقبال لاهوری دو شاعر مشهور ادبیات فارسی تاجیکی هستند که اولی، نمایندة اوج شعر و شاعری در قلمروی شبه‌قارة هند تاریخی و دومی، تمثال موجودیت شعر و شاعری به زبان فارسی پس از تغییر مرزهای تاریخی در آن سرزمین کهن است. میان این دو شاعر توانا مشترکات زیادی را جست‌وجو کردن ممکن است که ازجملة آن‌ها یکی «غم شریکی» است. بعد از تأمل در اشعار میرزا بیدل- برای مثال قسمت‌های آخر مثنوی طلسم حیرت- درمی‌یابیم که بعضاً اندیشه‌های شاعر به‌گونه‌ای جمع‌بست می‌شوند که در ذهن خوانندة آشنا با شعر اقبال لاهوری، غیراختیار محتوای همگون به ذهن می‌‌نشیند و مانندیِ عجیبی در افکار این دو فرزانه‌مرد مشاهده می‌شود. در این مقاله به‌صفت مقدمه و گام نخستین در آموختن مشترکات معنایی میان اشعار بیدل و اقبال، فقط دربارۀ مشترکات «غم خودشناسی» بحث می‌شود. تفاوت اصلی حکمت اقبال با میرزا بیدل دربارۀ مسئلة مذکور در آن است که یکی از رسیدن به مقام انسان کامل حرف می‌زند و دیگری از ساختن جمعیتی که آزاد و وارسته باشد؛ اما هردو ابزار رسیدن به مقصد را در پیدا کردن راه و روش خاص خود می‌دانند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Grief of Self-knowledge in Bidel Dehlavi and Iqbal Lahouri's Works

نویسنده [English]

  • Mir Ali Salimov (Azar)
PhD Student of Philology (Language and Literature ), Tajik Literature Faculty, State University of Forghantape
چکیده [English]

Mirza Abdolqadr Dehlavī and Muhammad Iqbal Lahori are two famous poets of Tajik Persian literature; the former  is representative of historical peak of poetry in  India and the latter is the  image of  the existence of poetry in Persian after the changes in historic borders in that ancient land. It is possible to find some commonalities between the two great poets among which is "common grief ". Considering Mirza Bidel's poems, for example, the last section of Telesm-e- Heirat( wonder incantation) Masnavi, we find out that sometimes the  poet's ideas are spelled in such a way that similar content comes involuntarily to the reader's mind familiar with Iqbal Lahori, and astonishing similarities can be found in the two great poets' thought. In this article, as an introductory step in learning semantic commonalities between Bidel and Iqbal's poems, only the similarities of self-knowledge grief are discussed. The main difference in the wisdom of Iqbal with Mirza Bidel in the above mentioned problem is that one talks about of becoming perfect man, and the other talks training free and pious crowd. However, both of them consider the means to achieve the goals in finding particular ways and methods.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Bidel Dehlavi
  • Iqbal Lahori
  • Grief
  • happiness
  • Self-Knoweledge
  • theism
  • Plurality
  • unity